تبلیغات
عاشقانه / عکس عاشقانه / نوشته تنهایی و عاشقانه / شعر کوتاه - غزل 20 غزلیات عاشقانه محسن نصیری (هامون)

تغییرات جدید در سایت تقدیم نگاه مهربان شما باد

چو پگاهی گر از آن لعل تو می بستانم

می نابی که آز آن همچو رخ مستانم

من از آن عشوه ی خورشید رخت می ترسم

که همه شب بروی از گذر دستانم

همچو مهتاب به تاریک شبم می تابی

نگهی باز بکن بر نگه چشمانم

جادوی نرگس مستت که گرفتارم کرد

کرده در بستر بیداری شب زندانم

تو به زیبایی آن گل که بدو بلبل گفت

همه ی ناز رخ ناز تو را خواهانم

آتش عشق که دروازه ی دل را سوزاند

راه بگشاد به ژرفای دل و دامانم

بار ها عشق سر راه دلم دام گذاشت

گر چه این بار بسوزاند ز عشقش جانم

دل ندانست به سجاده ی خون بوسه زده است

خون دل از سر عشق تو به مهر افشانم

همچو شمعی ز فراغ رخ تو می سوزم

همه جان چشم به راه تو ام و سوزانم

زین طلاطم كه ز عشق تو درونم باشد

تو مپندار كه دنیا گذرد آسانم

بشنو از بلبل سرمست که دیشب می گفت

همچو هامون ز غم یار غزل می خوانم

واژه های غزل از خانه ی خمار گرفت

مستی این غزل از دست نهان می دانم




طبقه بندی: نوشته زیبا، 
برچسب ها: غزل 20 غزلیات عاشقانه، محسن نصیری،
ارسال توسط مدیریت
نظر سنجی
چطوریــــــــــــــــــــــــــــم؟!




آرشیو مطالب
حوادث روز
پیوند های روزانه
عکس بازیگران
مجله زندگی شیک مجله زندگی شیک
مجله زندگی شیک مجله زندگی شیک
مجله زندگی شیک مجله زندگی شیک
مجله زندگی شیک مجله زندگی شیک
مجله زندگی شیک مجله زندگی شیک
مجله زندگی شیک مجله زندگی شیک
مجله زندگی شیک
 مجله زندگی شیک مجله زندگی شیک
مجله زندگی شیک مجله زندگی شیک
مجله زندگی شیک مجله زندگی شیک
مجله زندگی شیک مجله زندگی شیک
  مجله زندگی شیک مجله زندگی شیک

VPN setup